تبلیغات
لاشک(کجور مازندران) - آشنایی با پیشینه تاریخی و فرهنگی رویان و رستمدار - بخش اول
لاشک(کجور مازندران)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
نویسندگان
نظرسنجی
سایه محبت خود را از ما دریغ نفرمایید و نظر خود را در مورد این وبلاگ اعلام کنید.





نگاهی اجمالی به تاریخ مازندران غربی(رویان و رستمدار)  - قسمت اول
 1 – مقدمه
 اگرچه معرفی همه جانبه و کامل ، و شرح پیشینه و وضعیت فعلی این منطقه مستلزم انجام پژوهشی جامع ، مستقـل و مفـصّل اسـت کـه پـرداختن به آنها از حوصله این نوشته خارج است ، مع الوصف به خلاصه ترین بیان می توان گفت : منطقه رویان كه شامل مناطق واقع در غرب استان مازندران امروزی و بخشهای كوهستانی استان تهران است . رویان قطعه جدا افتاده ای از یک ولایت باستانی ایران است که دارای پیشینه ای کهن و تاریخی مفصل است . بدون اغراق ، این منطقه ، تاریخی به کهنگی ، تفصیل و جذّابیت تاریخ ایران دارد . در ادامه به فرازهایی از تاریخ این سرزمین کهن از گذشته های دور تاکنون به اجمال اشاره می شود.
 ‹رویان› ولایت و سرزمینی بود که در البرز مرکزی بین ولایات دیلم و تپورستان قرار داشت . در ادوار پیش از اسلام ، ولایات ارمنستان ، آذربایجان ، گیل ، دیلم ، رویان ، تپورستان و گرگان و بسیاری از شهرها و ولایات دیگری که در سواحل جنوبی دریای خزر و دامنه ها و دره های البرز قرار داشتند ، به «پتشخوارگر» یا «فرشواذگر» و «جربی» مشهور بودند . این مناطق ، یکی از چهار بخش ایران پیش از اسلام را شامل می شدند ، که تحت حکومت اسپهبد شمال یا آذربادگان اسپهبد اداره می شد .
 2- رویان در ادوار پیش از تاریخ
 درباره وضعیت منطقه رویان در ادوار پیش از تاریخ ، در حال حاضر اطلاع دقیقی در دست نیست و برای آگاهی از وضعیت حیات انسانی و تمدنی این منطقه در آن ادوار ، باید منتظر نتایج  یافته های پژوهشهای باستان شناسی در سکونت گاههای انسانهای پیش از تاریخ این مناطق باشیم . لذا با توجه به از بین رفتن عمد? منابع و نوشته های کهن و خلأ منابع تاریخی موجود و عدم انجام پژوهشهای باستان شناسی در اغلب مکانهای باستانی این منطقه ، سخن دربار? جزئیات و دقایق تاریخ و وقایع این منطقه در حال حاضر ناممکن است . اما بر اساس یافته های پژوهشهای پراکنده ای که در برخی از مکانهای باستانی استانهای گیلان ، مازندران و گلستان انجام شده است نیز می توان با مطالعه اوضاع حیات انسانی آن عصر در پژوهشهای مرتبط با مناطق همجوار که شباهت کلی به این منطقه دارند ، از وضعیت تمدنی منطقه رویان در ادوار پیش از تاریخ نسبتاً آگاه شد .
الف) رویان در تاریخ اساطیری ایران
در تاریخ اساطیری ایران ، روایات زیادی درباره اقوام و مردمان قدیم تپورستان و مازندران آمده است . تپورستان به سرزمین دیوان ، سرزمین وقوع حماسه ها و اساطیر کهنی چون داستان کیومرث ، داستان جمشید جم ، به بند کشیدن ضحاک در کوه دماوند به دست فریدون ، نبرد رستم و سهراب ، هفت خان رستم ، جنگ منوچهر و افراسیاب و تیراندازی آرش کمانگیر رازی برای تعیین مرز ایران و توران و دهها وقایع کهن دیگر شهرت دارد . جالب است که بدانیم ، اغلب این وقایع در بخش غربی تپورستان قدیم و مازندران امروزی که همان سرزمین «رویان» بود ، بوقوع پیوست . به عنوان نمونه ابن اسفندیار که به تعریف حدود فرشواذگر پرداخته است می نویسد:« اول کسی که این حد پدید کرد ، منوچهر شاه بود . » وی همچنین در باب دوم تاریخ تبرستان در بحث ابتدای بنیاد تبرستان و بنای عمارت شهرهای آن ، درباره بنیاد رویان می نویسد:« ابتدای زمین رویان به عهد فریدون بود ... » .
دیگر مورخان اوایل دوران اسلامی نیز عموماً روایات مشابهی درباره اساطیر ایران دارند که با تفاوتهایی در جزئیات ، بطور کلی در این موضوعات با هم اشتراک نظر داشته و هم داستان اند . به عنوان نمونه ، مسعودی نیز داستان جمشید جم ، ضحاک ، جنگ منوچهر و افراسیاب و تیراندازی آرش رازی و وقایع دیگر را مربوط به سرزمین تبرستان دانسته است .
ب) رویان در اوستا و متون زرتشتی
گذشته از روایات اساطیری و تاریخ حماسی ایران ، که بسیاری از آنها به سرزمین تبرستان و رویـان مرتبـط می گردد و سابقه تمدنی آن را به تاریخ سـلسـله های پیشدادی و کیانیان پیـوند می دهد ، در متون کهن زرتشتی نیز روایاتی در ارتباط با سرزمین رویان وجود دارد که آنها نیز مؤیّد قدمت تمدنی این سرزمین ، حداقل از عصر زرتشت ( حدود قرن 7-10 قبل از میلاد ) تاکنون است . به عنوان نمونه ، در «یشتها» که یکی از بخشهای اوستاست ، اشاراتی به سرزمین رویان شده است . در یشت نوزدهم بندهای 1-8 آن شامل فهرستی از کوههای ایران زمین است . در بند دوم ، هشتمین کوهی که از آن نام برده شده است ، کوهی بنام «رئوذیت» Raodhita یا «راوی دیتا» است . «رئوذیت» در کتاب بندّهش ، فصل 12 فقره 27 «روذیشنومند» Rodhisnomand نامیده شده و لفظاً آن را به معنی کوهی که از آن گیاه فراوان روید ، گرفتـه است. ( یشتها ، ج2- ص 325 ) و کوهی که رنگ آن به سرخی میزند نیز نامیده شده است . ( مقدمه تاریخ رویان ، صفحه هفت ) . علاوه برآن ، در یشتها همچنین نام کوهی که آرش کمانگیر از آن تیراندازی نمود «آریوکشنا» معرفی شده است که این نام در منابع دوران اسلامی ،  «اسپرز» ذکر شده و این کوه هم اکنون در منطقه کجور قرار داشته و به همین نام شهرت دارد .
3- رویان در عصر هخامنشی
به استناد مندرجات کتیبه بیستون ، سرزمینهای «پارت» و «گرگان» از جمله ولایاتی بودند که در آغاز به قدرت رسیدن داریوش اول شورش نمودند . در کتیبه بیستون در پایان ستون دوم از قول داریوش اول در این باره آمده است : « پارت و گرگان بر من شوریدند و به سوی فرورتیش رفتند . پدرم ویشتاسب با سپاهی وفادار رهسپار شد . در نزدیکی شهر ویشبا اوزاتی در پارت با پارتها نبرد کرد ... » و در ستون سوم همان کتیبه نیز از اعزام سپاهی به فرماندهی پدرش از ری به شهر پانیگرابان که آن نیز از شهرهای پارت بوده و بر علیه داریوش شورش کرده و توسط ویشتاسب سرکوب شدند ، خبر می دهد . ( کتیبه های هخامنشی ، ص 199 )
به استناد پنج کتیبه دیگر داریوش که وی در آنها اسامی کشورها ، اقوام و ملل تابع خود را آورده است ، وی در همه آنها ، پس از ذکر عبارت « بجزپارس » نام کشورها را ذکر نموده است . در این کتیبه ها نام پارت و خوارزم نیز از جمله اقوام و کشورهای تابع امپراطوری هخامنشی در آن عصر ذکر شده است . ( کتیبه های هخامنشی ، صفحات 208-219 ) . اما در هیچ یک از این کتیبه ها ، نام «تپورستان» و «رویان» ذکر نشده است .
با توجه به اینکه نام سرزمینهای شمال شرقی رویان و تپورستان ، یعنی پارت و خوارزم به عنوان ممالک تابعه آمده است ، می توان استنباط نمود که ولایات رویان و تپورستان ، در آن عصر ، جزء سرزمینهای اصلی پارس بوده و به همین دلیل ، نام آنها در هیچیک از کتیبه های مذکور و در شمار کشورهای تابع امپراتوری هخامنشی در عصر داریوش ذکر نشده است .
تاریخ هرودوت که از جمل? منابع عصر هخامنشی است ، در آن نیز اشاراتی به اقوام «هیرکانی» ( گرگانی ) ، «پارتها» و «خوارزمیها» ، «مسخ ها» ، «تیبارنیها» ، «ماکرون ها» ، «موزیکانها» و «آماردها» شده است . اغلب پژوهشگران حوزه تاریخ ، آماردها را یکی از اقوام تپوری می دانند . هرودوت درباره مالیاتهای ممالک عصر هخامنشی شرح مفصلی دارد . وی در ردیف 16 مالیات اقوام و طوایف پارت ، خوارزمی ، سندی و آریه ها را سیصد تالان ذکر نمود و در مباحث دیگر نیز از شرکت اقوام خوارزمی ، هیرکانی و پارتی در جنگهای عصر هخامنشی یاد نمود و در ردیف 19 از اقوام مسخ ها ، تیبارنیها ، ماکرون ها ، موزیکان ها و آماردها یاد کرده است (تاریخ هرودوت ، ص 224و378 ) که ذکر اسامی این اقوام در کنار یکدیگر ، می تواند حاکی از همجواری سرزمینی این اقوام باشد و اگر آماردها را به عنوان اقوام کهن تپوری بپذیریم ، تیبارنیها نیز احتمالاً همان تپوری ها ، و موزیکان ها نیز همان موزنی ها یا مازنی ها باشند که بعدها جملگی به مازندرانی شهرت یافته اند . از مجموع این روایات نیز می توان به این نتیجه رسید که در عصر هخامنشی ، همه ولایات واقع در اطراف دریای خزر و سلسله جبال البرز ، جزء قلمرو شاهان هخامنشی بود و بنا بر این شواهد و قرائن نیز می توان استنباط نمود ، که سرزمین های رویان و تپورستان نیز در آن عصر ، جزء قلمرو هخامنشیان بوده باشد .
4- رویان در عصر اشکانی
اگرچه جزئیات تاریخ ولایات ایران در عصر اشکانیان به صورت بسیار دقیق روشن نیست ، اما اغلب مورخان و صاحبنظران اذعان دارند که پس از سقوط سلسله هخامنشی و غلبه اسکندر ، کشور ایران به حکومتهای ملوک الطوایفی متعددی ( بنا به روایاتی بیش از هفتاد حکومت محلی کوچـک ) تقسیم شد و هر ناحیه دارای سلطان و امیری جداگانه بود . بنا بر این پیشینه ، به نظر می رسد کـه منـاطق شـمالی ایران نیز وضعیت مشابهی داشته و به صورت ملوک الطوایفی اداره می شدند .
از جمله اسناد مهمی که مؤیّد این ادعاست ، پاسخ نامه ای است که «تَنسَر» ( یا توسر ) موبد موبدان اواخر عصر اشکانی و اوایل ساسانی برای گشتاسب ( یا جشنسف ) شاه و شاهزاده تپورستان و حاکم ولایات شمالی ایران نوشت . گزیده هایی از متن این نامه را مسعودی در تاریخ خود آورده است  ( ص92- التنبیه و الاشراف) . اما ابن اسفندیار ، متن کامل این نامه را که توسط ابن مقفّع ترجمه شده بود ، در تاریخ تبرستان نقل کرده است . در عنوان این نامه از گشتاسب به عنوان شاه و شاهزاده تبرستان ، فرشواذگر ، جیلان ، دیلمان ، رویان و دنباوند یاد شده است . وی به نقل از ابن مقفع در این باره می نویسد: « چون تنسر نام? شاه طبرستان بخواند جواب نبشت بر این جمله که : از جشنسف شاه و شاهزاد? طبرستان و فدشوارگر و جیلان و دیلمان و رویان و دماوند نامه ای پیش تنسر هربد هرابده رسید ، خواند و سلام میفرستد و سجود میکند و هر صحیح و سقیم که در نامه بود مطالعه رفت و شادمانه شد .... » ( تاریخ تبرستان ، ج1- ص 15 - 41 ) .
با توجه به این سند کهن تاریخی که با روایات دیگر نیز همخوانی دارد ، شک و تردیدی درباره تمدن ولایت رویان و استقلال نسبی آن در عصر اشکانیان و اوایل دوران ساسانیان وجود ندارد .
5- رویان در عصر ساسانیان
گذشته از پاسخ نامه تنسر ، در منابع شناخته شده دیگر عصر ساسانی ، ذکری از رویان نشده است . اما در تألیفات مؤلفان و مورخان قرون اولیه اسلامی ، اطلاعات مفصلی درباره نحوه اداره ولایات و استانهای مختلف در عصر ساسانی نقل شده است که به نظر می رسد ، عمدتاً آنان این اطلاعات را از منابع ساسانی که در آن عصر در اختیار داشتند اخذ نموده باشند . به عنوان نمونه ، ابن خرداذبه ، مناطق واقع در قسمت شمال ایران را به عنوان جربی نام برده و درباره آن می نویسد : « جربی قسمتی از خاک شمالی است که یک چهارم خاک تمام مملکت است . اسپهبد شمال را در زمان ساسانیان آذرپادگان اسپهبد می خواندند . نواحی ارمنیه و آذربایجان و ری و دماوند و طبرستان و رویان و آمل و ساری و چالوس و لارز و شرز و تمیشه و دهستان و کلار و گیلان و بدشوارجر و ببر و تیلسان و خزر و الان و صقلاب و ابر جزء خاک جربی است» . ( المسالک و الممالک ، ص118و119) از روایت وی می توان به این نتیجه رسید که در عصر ساسانیان شهرهای رویان ، چالوس و کلار از جمله شهرها و آبادیهای معروف و مهم عصر ساسانی در شمال ایران بوده باشند .
یعقوبی نیز ولایات و استانهای اصلی ایران در عصر ساسانی را شامل خراسان ، قهستان ، فارس و عراق دانسته که هر یک توسط یکی از اسپهبدان آن عصر اداره می شد . بنا به نوشته یعقوبی ، تبرستان نیز جزئی از استان قهستان محسوب می شد .( تاریخ یعقوبی ، ج1،ص 218و219) بنابراین ، از مجموع این روایات می توان استنباط نمود که رویان و تبرستان جزئی از ولایات شمالی ایران در عصر ساسانی بود که تـوسط اسپهبد شـمال یـا آذربـادگان اسپهبد اداره می شد.
اگر چه در منابع شناخته شده و موجود پیش از اسلام ، ذکری از شهرها ، قصبات و توابع رویان نشده است ، اما در منابع دوران اسلامی ، بخصوص از اواخر قرن دوم هجری می توان به اطلاعات بیشتری درباره شهرها و آبادیهای مهم ولایت رویان و وضعیت اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی آن دست یافت . که البته این توضیحات عمدتاً برگرفته از منابع عصر ساسانی و قرون اولیه اسلامی است .
بنا به نوشته ابن اسفندیار ، در دوران ساسانی تا عصر قباد ، اعقاب گشتاسب فرمانروایی و حکومت تبرستان و رویان را در اختیار داشتند و از عصر قباد ، که فرزندش کیوس به فرمانروایی طبرستان اعزام گردید ، اعقاب گشتاسب از حکومت این مناطق کناره گرفتند .
کیوس بدلیل اعتقاد به مذهب مزدکی توسط برادرش انوشیروان به قتل رسید و پس از وی ، باو پسرشاپور نوه کیوس اسپهبد طبرستان شد . پس از باو نیز دابویه و فرخان پسر و نوه گیل گاوباره حکومت طبرستان و رویان را در اختیار داشتند .
 قسمت دوم
6- رویان در دوران اسلامی
الف) عصر اسپهبدان اول 
سلسله ساسانی در طی یازده مرحله هجوم و حملات مفصل مسلمانان عرب ، نهایتاً در سال 21 ه.ق منقرض گردید . اما بنا به تصریح اغلب منابع تاریخی ، علیرغم انقراض سلسله ساسانی ، اعقاب و نوادگان ساسانیان از قرن اول هجری در مناطق رویان و تبرستان دو سلسله حکومتی نسبتاً مستقل بادوسپانی و باوندیه را تأسیس نمودند که بادوسپانان منطقه رویان و توابع آن را در تصرف خود داشتند و سلسله باوندیه بر مناطق مرکزی و شرقی تر مازندران فرمان می راندند.
در منابع تاریخی درباره انساب بادوسپانان و باوندیان به علت وجود اسامی مشابه و افراد همنام ، اخبار مختلفی ذکر شده است که همین امر موجب گمراهی و استنباطهای غلطی از تاریخ این دو سلسله شده است . برخی آنان را از اعقاب جاماسب ، نرسی ، فیروز ، گیلان شاه و گیل گاوباره و برخی نیز آنان را از اعقاب قباد ، کیوس ، شاپور و باو می دانند و برخی نیز هر یک از حکام این سلسله ها را به یکی از شاخه های دیگر منتسب می نمایند.
بنا به نظر برخی از مورخان از جمله طبری ، از سال 18 ه.ق ، مکاتباتی بین سران نظامی فرستادگان مسلمان عرب به سوی ایران ، با حکام و فرمانروایان محلی مناطق شمالی ایران چون ری ، قومس ، دماوند ، لارز ، شرز ، گرگان ، طبرستان و ... رد و بدل شده است که در آنها دقیقاً نمی توان از نام حکام و امیران رویان و تبرستان آگاهی یافت .
بلاذری هم در شرح فتوحات دوران اسلامی ، از فتح اولیه دشتهای تبرستان و رویان و دنباوند در سال 29 هجری توسط سعید ابن عاص خبر داده است . (فتوح البلدان ، ص 92و95)
طبری در فرازی دیگر در شرح وقایع عصر معاویه ، به لشگرکشی مصقله به رویان و هلاکت سپاهیانش در دره ای که بعدها به دره مصقله مشهور شد ، اشاره دارد . (تاریخ طبری ، ج9 ص3929 ) اما به استناد اغلب منابع تاریخی و مندرجات سکه های مکشوفه در تبرستان و رویان این مناطق تا سال 141 هجری مطلقاً به تصرف اعراب در نیامده بود و مردم این نواحی همچنان پیرو آیین زرتشتی بوده ، به خط پهلوی می نوشتند و به زبان پهلوی و تبری سخن می گفتند و حکومت این مناطق نیز در دست اسپهبدان بود .
بنا به نظر ابن اسفندیار ، در عصر یزدگرد سوم فرمانروای رویان و تپورستان ، فردی بنام آذرولاش بود . در زمان حکومت وی ، فردی بنام گیل گاوباره که پدرانش از اعقاب جاماسب ساسانی بوده و از ارمنیه وارد گیلان شدند ، در سال 22 هجری به حکومت گیلان رسید و سپس در هیبت ناشناسی برای بررسی اوضاع وارد تبرستان شد و مدتی در خدمت آذرولاش بود . گیل سپس از او اجازه گرفت که به ولایت خویش بازگردد . وی پس از بازگشت به گیلان با سپاهی عازم تبرستان شد . آذرولاش در این هنگام شرح واقعه را به دربار یزدگرد گزارش نمود . منجمان و دانایان دربار یزدگرد درباره نسب و پیشینه گیل گاوباره بررسی نموده و او را از بنی اعمام یزدگرد دانستند . یزدگرد به آذرولاش نوشت که حکومت تبرستان را به گیل گاوباره تسلیم نماید و متعاقب آن ، یزدگرد لقب فرشوادگر شاه را نیز بر او افزود . گیل گاو باره از سال 25 تا 41 هجری ، حکومت رویان و تبرستان را نیز در اختیار گرفت و پس از وی نیز پسرانش موسوم به بادوسپان و دابویه هریک بر بخشی از قلمرو او حاکم شدند .
به تصریح ابن اسفندیار ، اولین فرمانروای مستقل ولایت رویان از سال 41 هجری ، فردی بنام پادوسپان پسر گیل گاوباره پسر گیلان شاه بود . مولانا اولیاء الله آملی و سید ظهیرالدین مرعشی هم ، بادوسپانان رویان و رستمدار را از اعقاب بادوسپان پسر گیل گاو باره دانسته و از همین روی ، این خاندان به بادوسپانی یا پادوسبانی شهرت یافتند . بنا بنظر مورخان مذکور اعقاب گیل گاو باره از سال 41 تا 1006 ه.ق بر ولایت رویان و رستمدار سلطنت کردند . اما برخی از مورخان معاصر مانند دکتر عباس زریاب خوئی درباره انساب این خاندان و سلطنت آنها در قرون اولیه اسلامی عقیده دیگری را ابراز نموده و برخی از این پیشینه را ساختگی و جعلی می دانند . ( به دانشنامه جهان اسلام حرف ب جزوه دوم مقاله بادوسپانیان تألیف دکتر عباس زریاب خوئی مراجعه شود ) بنا بر این ، اظهار نظر قطعی در این موضوع نیاز به بررسی عمیق و دستیابی به آثار و اسناد متقن دیگر دارد .
 از جمله اسناد مهم و قابل توجه برای آگاهی درباره تاریخ تبرستان و رویان در قرون اول و دوم هجری ، سکه های مربوط به اسپهبدان رویان و تبرستان است که تا حدودی می تواند به این قیل و قالها پایان دهد .
در میان سکه های شناخته شده ، تا سال 85 هجری هیچ سکه ای که متعلق به اسپهبدان تپورستان و رویان بوده باشد شناسایی و معرفی نشده است . به استناد مندرجات سکه های موجود و شناخته شده که در فاصله سالهای 85 تا 142 ه.ق ضرب شده اند ، به ترتیب اسامی فرخن ، فرخنان ، دادبرزمهر و خورشید که در تپورستان و رویان حکومت داشتند ، نوشته شده است . سکه های مذکور عموماً دارای طرحها ، تصاویر ، نقوش و خطوطی شبیه سکه های ساسانیان است . خط بکار رفته در این سکه ها پهلوی است . تاریخ مندرج در سکه ها نیز بر اساس تقویم خاص آنان که مبدأ آن 25 سال از تقویم هجری قمری جدیدتر بوده ، می باشد . در همه سکه های این دوران ، محل ضرب سکه به خط پهلوی ، «تپورستان» ذکر شده است . ( به کتاب تاریخ و گاهشماری در سکه های تبرستان مراجعه شود )
ب)رویان در عصر تسلط اعراب
 به تصریح همه منابع تاریخی ، از سال 142هجری ، اعراب تپورستان و رویان را به تصرف خود درآورده و از آن زمان ، حکومت این مناطق در دست عمال خلفای عباسی قرار گرفت . از مجموع سکه های معرفی شده موسوم به عرب- ساسانی که مربوط به دوران حکومت عمال خلفای عباسی در فاصله سالهای 142 تا 201 ه.ق ضرب شده اند ، محل ضرب اغلب آنان تپورستان ذکر شده و در معدودی از این سکه ها ، نامهای دیگر آمده است . به عنوان نمونه ، برای نخستین بار در سالهای 146 و 147 ه.ق سکه هایی با خط کوفی و تاریخ عربی ضرب گردید که در آنها نام تپورستان را «طبرستان» درج نمودند و در واقع از همین زمان است که نام تپورستان به طبرستان تغییر یافته و با طای مؤلّف نوشته شد .
به استناد سکه های مکشوفه و معرفی شد? مربوط به نیمه دوم قرن دوم هجری ، عمال خلفای عباسی در رویان دارای ضرابخانه و درم سرای مستقلی بودند . به عنوان نمونه به برخی از سکه هایی که در آنها محل ضرب سکه رویان ذکر شده است اشاره می شود . در عصر عمر ابن العلا که از فرمانروایان اولیه اعراب در طبرستان و رویان بود ، هفت نوع سکه شناسایی و معرفی شده است . از جمله سکه های عصر او ، سکه ای مسین با تراز کوفی است که در سال 145ه.ق در ضرابخانه رویان ضرب شده است و نام رویان به خط کوفی به صورت «الرویان» بر آن نقر شده است . (به کتاب سکه های تبرستان ، ص 65 مراجعه شود ) همچنین العش سکه ای در تراز اسلامی از «صلیح ابن شیخ ابن عماره الاسدی» را که در موزه قطر نگه داری می شود معرفی می کند که این سکه نیز ضرب درم سرای رویان در سال 174 ه.ق است .( همان منبع ، ص54و55 )
 با توجه به کشف این سکه ها می توان احتمال داد که سکه های دیگری نیز در رویان ضرب شده باشند که تاکنون کشف و شناسایی نشده اند و از همین قرینه می توان استنباط نمود که منطقه رویان دارای درم سرا و ضرابخانه مستقل از تپورستان بوده باشد .
از بررسی سکه های ضرب شده در این دوران این نتیجه حاصل می شود که از مرگ اسپهبد خورشید تا سال 201 هجری قطعاً حکومت رسمی تبرستان و رویان در دست عمال خلفای عباسی قرار داشت و نوادگان اسپهبدان مذکور و بادوسپانان رسماً قدرتی نداشته یا در مناطق دوردست کوهستانی حکومتهای کوچکی داشتند . گزارش یعقوبی درباره بندادهرمز پادشاه تبرستان در سال 189ه.ق مؤیّد همین وضعیت است . در دوران تسلط اعراب بیش از 40 نفر از طرف خلفای عباسی و طاهریان به عنوان عامل خلیفه به مناطق رویان و تپورستان اعزام شدند و در دوران 50 ساله دوم تسلط اعراب ، به مرور اعقاب بادوسپانان و اسپهبدان با اعراب در حکومت رویان و تبرستان مشارکت داشتند و نهایتاً با آغاز قیام علویان ، به کلی دست عباسیان و عوامل آنها از مناطق مذکور کوتاه شد .
قسمت سوم
ج)استقلال مجدد رویان و حکومت بادوسپانان
 در دوران تسلط اعراب ، به علت ظلم و جور عمال عرب ،  بارها این مناطق شاهد شورش ها و قیامهای بومیان علیه آنها بود که از جمله قیامهای این دوران می توان به شورش مردم چالوس ، شورش مازیار در دوران معتصم ، و نهایتاً قیام سال 250 مردم شهرها و بلاد مختلف رویان اشاره کرد که منجر به تأسیس سلسله علویان و سادات زیدیه در رویان ، تبرستان ، دیلمان و گیلان گردید . در سال 250ه.ق مردم رویان قیامی را آغاز کردند که نتیجه آن به قدرت رسیدن علویان تبرستان یا سادات زیدیه بود و حکومتی که آنان تأسیس نمودند در زمره اولین حکومتهای شیعی است . این قیام توسط مردم شهرهای چالوس ، نیروس ، خورشید آباد ، کلار ، سعید آباد و رویان آغاز گردید و نطفه های این قیام در قریه صالحان کجور بسته شد . محمد ابن ابراهیم ابن علی ... ابن امام حسن (ع) که اکنون به سلطان محمد دبیر کیای صالحانی شهرت دارد ، رهبری این قیام را به حسن بن زید بن ... ابن امام حسن (ع) که در ری اقامت داشت سپرد . و ثمره این قیام پایان یافتن تسلط عمال عباسیان و اعراب بر سرزمین رویان و تبرستان و سرآغازی بر شکل گیری مجدد سلسله های حکومت گر سابق و سلسله های دیگری چون آل زیار ، آل بویه و ... بود .
توجه به گزارشات مورخان و مؤلفان قدیم درباره شکل گیری مجدد حکومتهای ملوک الطوایفی رویان و تبرستان برای درک اوضاع آن عصر رهگشاست . درباره جدایی و استقلال رویان از تبرستان در اواخر قرن سوم هجری توجه به نوشته های ابن رسته جالب است . وی می نویسد : «بعد از شهر آمل و ... سپس ناحیت رویان است و رویان جزء طبرستان نیست بلکه خوره ای جداگانه است و شهرهای وسیعی دارد و کوهها آن را احاطه کرده است در روزگار گذشته از بلاد دیلم بوده است ... و عمر بن علا آن را به ناحیت طبرستان ضمیمه نمود » (اعلاق النفیسه ، ص 177) .
 استخری درباره اوضاع سیاسی و حکومت رویان در سالهای 318 تا 322 ه.ق می نویسد : در این زمان سلاطین کوههای روینج از میان رفته اند و آنچه از خاک رویان متصل به ری بود جزء خاک ری و آنچه متصل به تبرستان است ، جزء خاک تبرستان شده است .(المسالک و الممالک ، ص206) و مؤلف حدود العالم در سال 372 سرزمین رویان را چنین توصیف نمود : قسمتی از خاک طبرستان سلطانی جداگانه به نام استندار داشت و شهرهای ناتل و چالوس و روذان و کلار جزء این قسمت بود .(مقدمه دکتر منوچهر ستوده بر تاریخ رویان ، ص یازده )
به استناد منابع موجود با به قدرت رسیدن خاندانهای آل زیار و آل بویه ، مناطق تبرستان و رویان نیز به طور کلی توسط خاندانهای مذکور اداره می شد اما در عین حال خاندانهای بادوسپانی و باوندیه نیز تحت سلطه آنان قدرت خود را حفظ نموده و حکومت این مناطق را به طور نسبی در اختیار داشتند . و در ادوار بعدی ، سلسله های محلی سابق تبرستان و رویان مجدداً به مرور تسلط سیاسی خود را بر قلمرو آباء و اجدادی خود تحقق بخشیدند . به نحوی که اعقاب «باو» ، سلسله باوندیان را تا سال 750 هجری در مناطق مرکزی و شرقی تبرستان و مازندران ادامه دادند و اعقاب بادوسپان نیز تسلط خود را بر منطقه رویان تا سال 1006 هجری حفظ نمودند . اگرچه در برخی از ادوار قدرت آنها رو به تضعیف رفته و برای مدتی قلمرو حکومتی آنها نیز به مناطق کوچکی محدود می شد .
در منابع تاریخی قرون پنجم و ششم نیز روایات و اخبار بسیاری درباره اوضاع رویان در آن ادوار نقل شده است که حاکی از حکومت ملوک الطوایفی رجال منتسب به خاندان بادوسپانی است . به عنوان نمونه در تاریخ بیهقی اشاراتی به وقایع کجور ، ناتل ، کلار و رویان در عصر شهراکیم از استنداران رویان در قرن پنجم شده است . ابن اسفندیار شهرهای تبرستان را در قرن ششم و اوایل قرن هفتم شامل 27 شهر دانست که 16 شهر آن در دشت و هامون قرار داشت . و از جمله شهرهای آباد رویان در هامون پایدشت ، ناتل و چالوس را ذکر نمود . و از 11 شهر کوهستانی ، شهرهای کلار ، رویان و کجویه را از جمله شهرهای رویان ذکر نمود . (تاریخ تبرستان ، ص 74)
آن چنانکه مندرجات منابع تاریخی نشان می دهد ، سرزمین رویان و حکومت آن در قرون پنجم تا نهم هجری با شدت و ضعفهایی در اختیار خاندان بادوسپانی قرار داشت . با توجه به مندرجات منابع مذکور تا اواسط قرن هفتم هجری نام رویان بر این منطقه اطلاق می گردید . با توجه به اینکه شاهان محلی سلسله بادوسپانی به استنداریه نیز مشهور بودند ، لذا منطقه رویان از اوایل قرن هفتم به مرور به «رویان استنداری» ، «اسپهبذ» ، «اسفیذار» ، «اسپیدار» تغییر نام یافت و نهایتاً از اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم به «رستندار» و «رستمدار» موسوم و مشهور شد به نحوی که در همه منابع تاریخی ای که از اوایل قرن هشتم تا پایان دوره صفویه تألیف شده است ، بطور مطلق در همه منابع ، نام ایـن منطقـه «رستمدار» ضبـط شده ، و هیچیک در ذکر اخبار این منطقه نامی از رویان نبرده اند .
اگرچه به علت تاریخ طولانی خاندان بادوسپانی و تعدد شاهان و ملوک آن مجالی برای پرداختن به اخبار و شرح چگونگی حکومت هریک از شاهان سلسله بادوسپانی در این مقدمه وجود ندارد ، مع الوصف ضرورت دارد که فقط به برخی از اقداماتی که در عصر ملک کیومرث ابن بیستون که از جمله بزرگترین ملوک این سلسله بود اجمالاً اشاره شود . به استناد آثار و ابنیه تاریخی بازمانده از دوران وی ، قلمرو حکومتی وی از شمال به دریای مازندران ، از شرق به کناره های غربی رود هراز و گردنه امامزاده هاشم و از جنوب دامنه های جنوبی کوه البرز منتهی به آبادیهای حومه ری تا روستاهای منطقه ساوجبلاغ امروزی و طالقان ، و از غرب مناطق کوهستانی و ساحلی مناطق شرقی تنکابن امروزی را در بر می گرفت . دوران سلطنت حدود 50 ساله وی که با لشگرکشیهای تیمور و نوادگان وی مصادف است ، تاریخ این منطقه شاهد تغییر و تحولات گوناگونی بود . اگرچه مناطق رویان و تبرستان از قرن سوم شاهد حضور سادات شیعی و به ثمر رساندن قیام علویان بوده و در تبرستان مذهب شیعه نسبتاً رواج یافته بود و از سال 762 هجری سادات مرعشی در مرکز و شرق مازندران به حکومت رسیده و مروج مذهب شیعه بودند ، مع- الوصف تا دوران ملک کیومرث عمده مردم رویان پیرو مذهب اهل سنت بوده و توسط وی به مذهب شیعه رهنمون گشتند . در عصر وی توجه زیادی به عمران و آبادانی منطقه گردید و بسیاری از پلها ، راهها ، کاروانسراها ، مساجد ، بقاء متبرکه و امامزاده ها در عصر وی به نحو شایسته ای بازسازی و مرمت گردید و موقوفاتی را برای حفظ آنها برقرار ساخت . به عنوان نمونه به ساختمان برخی از بقاء و امامزاده ها و ... که در عصر وی مرمت گردیده یا ساخته شدند ، و به نوعی حدود و مرز قلمرو حکومتی او را برای ما مشخص می سازد ، می توان از بقعه سلطان محمد دبیر کیای صالحانی در سال 808 ، بقعه امامزاده سلطان مطهر بومهن در سال 847 ، بقعه شاه بالو در نور ، بقعه امامزاده صالح در شمال تهران ، مسجد برغان ، بقعه جمشید کیا سلطان المده در سال  851 ، بقعه امامزادگان طاهر و مطهر در هزار خال کجور در سالهای 804 ، 828 و 849 ، و دهها اثر دیگر عصر او اشاره کرد که جملگی به دستور وی ساخته شدند و همه آنها از جمله آثار ارزشمند معماری و هنری آن عصر محسوب می گردند . حرکتی که او آغاز کرده بود در ادوار پس از وی نیز توسط برخی از اعقاب و نوادگان وی ادامه یافت .
د)تجزیه رستمدار و انقراض سلسله بادوسپانی    
سلسله بادوسپانی تا سال 857 هجری ادامه یافت . و با مرگ ملک کیومرث در این سال ، این سلسله به دو شاخه تجزیه گردید . شاخه ای که از ملک اسکندر دوم پسر ملک کیومرث آغاز می شد ، مناطق کجور و کلارستاق و برخی از مناطق همجوار را تحت سلطه خود داشت و شاخه دیگر که از ملک کاووس پسر دیگر ملک کیومرث آغاز می گردید ، مناطق نور و لاریجان را تحت سلطه خود داشت که البته در ادوار مختلف ، قلمرو آنها در حال گسترش یا کاهش بوده و حکومت آنها با قوت و ضعفهایی همراه بود .
این سلسله محلی پس از مرگ ملک کیومرث در مناطق مذکور در 9 نسل و به مدت 150 سال توسط اعقاب وی ادامه یافت و در نهایت حکومت آنان در سال 1006هجری به دست شاه عباس اول صفوی برافتاد .
چون شرح کامل وقایع دوران هر یک از ملوک بادوسپانی در این مقدمه مقدور نیست لذا خوانندگان محترم را برای مطالعه تاریخ این خاندان كه توسط محقق ارجمند جناب آقای چراغعلی اعظمی سنگسری تحت عنوان گاوبارگان بادوسپانی تألیف شده است ارجاع می نمائیم .
منبع:وبلاگ پژوهشگاه اسناد تاریخی رویان





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل
ابزار پرش به بالا ابزار پرش به بالا
دریافت کد جملات شریعتی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب